رسالت تاریخی ما در برابر قرآن ستیزی


آنها که صبح و سحرخواب ندارند و آیه شریفه استرجاء را با خود زمزمه می کنند، بی تردید حق دارند که در سوگ نشینند و زانوی غم  بغل گرفته و در حادثه قرآن سوزی زاری نمایند. ایشان نمی توانند خشم  خود را از عمق این فاجعه پنهان دارند. قرآن سوزی یک پدیده منفرد نیست، بلکه نتیجه  سیاست های غلط فرهنگی غرب است و دست آورد بی توجهی به مقدسات ملت ها، این فاجعه ریشه در بنیاد لیبرالیسم دارد .اگر لیبرالیسم با توهم رادیکالیسم  و باورهای بنیادگرایانه و افراط گرایی آمیخته شود که شده است، تبدیل به بلیه ای خطرناک تر از آنارشیسم و فاشیسم می شود.

 بلیه ای که در آن  هتک حرمت به مقدسات هدف صرف نیست، بلکه وضع بسیارخطیری بر مردم و پیروان ادیان تحمیل میکند. این افراط گرایی سر سازگاری با عقلانیت و خرد بشری ندارد. اینگونه القا کرده اند که در آموزه های فلسفی لیبرالیسم، تحمیل دین مورد قبول نیست و همه چیز با آزادی بشر سنجیده می شود. لیبرالیسم به دلیل اصل پذیرش تنوع فرهنگی و حتی تنوع قومی در پارادوکس بین آزادی و حرمت باورها و اعتقادات گرفتار آمده است. آیا می توان به نام آزادی بیان، حقوق و حرمت اعتقادات میلیاردها انسان را نادیده گرفت و نقض کرد؟

لیبرالیسم در تحقق عدالت گرفتار بحران فلسفی است و حتی نمی تواند روش و منش قابل درکی که اصل تکثر اندیشه و فرهنگ را که خود سالها ادعای آن را داشته است، عملی سازد . در جوامعی که مردم با مذهب سر و کار دارند، لیبرالیسم به دلیل ایسم ها و ایدئولوژی ها به  پدیده ظاهری و تشریفاتی  تبدیل شده است. آنچه از گذشته به یاد داریم این است که لیبرالیسم مدعی تعادل  حق و عدالت بوده است. لذا طبیعی است که در برابر حق،  مسئولیت هم قائل باشیم. سئوال مهم اینجاست: نسبت بین آزادی بیان و حقوق کسانی که در آن جامعه زیست میکنند چیست؟

 
جهل، عدم آگاهی و برداشت انحرافی از دین بهانه ای شده است تا گوهر دین بیش از چند قرن مورد حمله قرار گیرد.  بنام آزادی از مرزهای اعتقادی و مقدسات ملت ها با توهین و افترا عبورمی کنند و اعتقادات عمومی را جریحه دار میسازند . مشکل جدی و اصلی این است که در  نوع تفکر غربیان نسبت به دین به اساس اعتقادات دینی خدشه وارد شده است. می توان گفت که بحران امروز فقط بحران عدم شناخت یا نسیان فرهنگی و یا نسیان دینی نیست بلکه فراتر از آن، بحران تفکر دینی است که فاقد باورها، اخلاق و رفتار دینی است.


قرن هاست که گوهر دین مورد تاخت و تاز و بی مهری روشنفکران واقع شده است و ارباب قدرت بی توجه به صیانت از گوهر دین از کنار آن گذشته اند. در سایه لیبرالیسم کنش ها و واکنش ها و بی تفاوتی و اهانت به دین و تفکر دینی به اوج رسیده است.


طی چند قرن مبارزات اجتماعی  علیه ارباب کلیسا از قبل از رنسانس تحولی در تفکر دینی غرب پدید آمد. ایشان نسبت به همه ادیان آسمانی یهودیت، مسیحیت و اسلام موضع گیری  داشتند  و حتی به نام مذهب علیه مذهب به پاخاستند و در این برهه ها متفکران و آزادیخواهان با نقد تاریخ دین به  قضاوت و داوری های عجولانه و فاقد وجاهت علمی دست زدند.  در ورای چنین واقعیتی است  که پس از رنسانس، مدتی استشراق، هویت استعماری به خود گرفت و هم اینک هویت استشراق جنبه سکولاریستی به خود پیدا کرده است.


از منظر تاریخی رفتار ارباب مذاهب که خود را  مالک الرقاب ملت ها می پنداشتند، پدیده های اجتماعی و انقلاب های بزرگ را علیه کلیسا و دین بوجود آوردند.  مذهب علیه مذهب شد. در اروپا ابهاماتی قبل از رنسانس و پس از رنسانس پدید آمد. عمق فاجعه به قدری بود که  اروپا و غرب مسیحی نتوانست با امواج اعتراضات اجتماعی ضد مذهب مقابله کند. اما تفکر مسیحیت سیاسی با عقبه فکری  ستیزهای صلیبی و فلسفه  جهانگیری های صلیبیون همواره درمتن تفکر بنیادگرایی مسیحی وجود داشته و دارد. امروز برخی از نحله های مذهب ستان از جانب همین تفکرات بنیادگرای مسیحی یا یهودی بصورت مشخص علیه اسلام و مسلمانان هدایت و مدیریت  می شوند. آموزه های امروز مسیحیت یا یهودیت سیاسی دقیقاً ادامه همان  بیراهه ها و کج روی های تاریخی است.  مرزهای حرمت به دین، قرن هاست که از هم گسسته است و غرب از مذهب و دین که می توانست انسجام اجتماعی و همبستگی و هویت دینی را ترسیم کند جدا افتاده است . ریشه  تاریخی مسیحیت سیاسی را می توان در جنحال های کاملا اعتقادی- سیاسی پدیده ای بنام اسلام هراسی جستجو کرد.

اینک همان تفکر نئوکان مسیحی که جرج دبلیو بوش گفت ما درگیر یک جنگ مقدس هستیم و جهان مجددا جنگ های صلیبی را تجربه می کند، در امریکا نه تنها زنده، بلکه فعال است . رویکردی که  اسلام هراسی را  بخشی از  مبارز ات انتخاباتی داخلی امریکا قلمداد کرد.

اسلام عزیز از بدو پیدایش و قرآن مظلوم از بدو نزول همواره مورد بی مهری بوده است. ولی صاحب دین حنیف و قرآن کریم، همواره عزت قران و اسلام را عالم گیر کرده است. از نظر مسلمانان و حتی خیل عظیم از محققان غیر مسلمان جهان، قرآن معجزه رسول اکرم(ص) به شمار می آید. بحث اعجاز قرآن بحث جدیدی نیست. عالمان فراوانی در علوم و تاریخ به عظمت و شگفتی های قرآن کریم اعتراف و اذعان داشته اند.

معارضین اسلام و قرآن کینه و عناد خود را پنهان و آشکارا بیان کرده اند. معارضین قرآن در طول تاریخ به نقد تاریخ قرآن و آیات محکم آن پرداختند، ولی به دلیل کم دانشی و فقد آگاهی و دانایی نتوانستند در نقد تاریخی دین و گوهر پر فروغ آن و اعجاز آنرا نادیده بگیرند. مستشرقان هم روزگاری با نگاه استعماری و روزگاری هم با نقد سکولاریستی به تحریف قرآن پرداختند. ولی آگاهی و دانش قرآن پژوهان توانسته است در برابر همه آن شبهات راست قامت بایستد.


قران کتاب مقدس دو میلیارد انسان است، هویت تفکر دینی و فلسفه زندگی انسان و جهان در زوایای آشکار و پنهان این کتاب الهی هویداست .قرآن منبع فیاض و مظهر اعجاز است. اگر به عظمت کلام خداوند پی ببریم مدهوش شگفتی های این کتاب الهی می شویم.


اما نکته مهم این است که در برابر این بلیه خطرناک اسلام هراسی و قرآن ستیزی چه باید کرد و مسئولیت و رسالت تاریخی ما چیست. به زعم اینجانب، ظرفیت بالقوه نظام اسلامی می بایست در خدمت یک دیپلماسی فعال و پویا قرار گیرد. امکانات دنیای اسلام به علاوه فعال کردن سازمان کنفرانس اسلامی و کلیه نهادهای موجود در درون دنیای اسلام و نهادهای دیگر بین المللی در خدمت مبارزه با مساله اسلام هراسی و مبارزه با قرآن ستیزی قرار گیرد و خردمندانه و فارغ از شعارزدگی، رصد خانه قدرتمندی در باب علوم قرآنی و تبشیر فرهنگ قران و ترویج اندیشه های قرآنی به وجود آید.

باید با ارباب مذاهب جهان به گفت و گو نشست، آنهایی که  دارای حسن نیت هستند، شناسایی و با ایشان رایزنی کرد. دیالوگ ادیان و گفت و گوی عالمان و ترویج گفتمان مذاهب و تمدنها امروز بیش از همیشه  ضروری است.

 



شنبه 3 مهر 1389  5:36

آخرين تاريخ بازديد : دوشنبه 17 بهمن 1401  9:26:31
تعداد بازديد از اين خبر : 8725
 
   copyright 2009-2010, all right reserved. WWW.KHARAZI.IR نقشه سایت        سایتهای مرتبط        تماس با ما